قهرمان ميرزا عين السلطنه

7168

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

غروب من و معتضد السلطنه دزآشوب خانهء سالار [ اعتضاد ] رفتيم . عميد الدوله دربند خانهء بهاء الدوله ، شعاع الدين ميرزا ولنجك . افخم باغ ماند . پل فرهاد ميرزائى ( تجريش ) شنبه خانهء فخر الملك مهمان بوديم . عصر من ديدن قمر الدوله جعفرآباد رفتم . جاده را به پول بلديه و زور سردار سپه [ و ] ميانجيگرى آقا محمد جواد [ گنجه‌اى ] وسيع مىكنند . بسيار خوب خواهد شد . پل گوگل « 1 » تجريش را هم وسيع مىكنند ، در حالىكه پل فرهاد ميرزائى وسط ده خراب شده و اقدامى در ساختن آن هيچ كسى نمىكند . يك نفر صاحب خير نيست كه اقلا با پول خودش بسازد ، حتى پدر من كه سالهاست در تجريش آب و خاك دارد . زنش مادر نوشيروان ميرزا هم تجريشى است . ما سه برادر مكرر در اين باب به شاهزاده اصرار ، ابرام ، حتى صحبت را به جاى بد رسانديم . باز امسال را به سال ديگر وعده دادند و سال ديگر را به سال بعد . لوله‌هاى حضرت اشرف - تملقهاى آقا محمد جواد وارد باغ شدم نوكر قمر الدوله گفت تشريف ندارند . آقا محمد جواد كه نزديك در جلوى حوض جديد البنا ايستاده بود سلام كرد گفت شاهزاده تشريف ندارند . بنده براى پذيرائى حاضرم . جلو آمده دست داد و گفت فوارهء اين حوض بيست و پنج ذرع خواهد پريد و در شمران نظير ندارد . اين لوله‌هاى آهن را هم حضرت اشرف مرحمت فرموده‌اند . با دست خود اشاره به يك صف لوله‌هاى آهنى كه در يك سمت حوض گذاشته بودند نمود . من گفتم انشاء اللّه مبارك است ، خيلى خوب خواهد شد . بعد دست خود را به تخفيف روى شانهء من گذاشته و بنا كرد از حضرت اشرف تعريف كردن . واقعا ايران را منظم كرده ، واقعا امنيت بخشيده ، همه كس راضى شاكر ، خداوند عمرش بدهد ، اعدائش را سزا بدهد ، چه و چه ، چاپلوسى زياد . من از اين‌كه دست خود را روى شانهء من گذاشته بود بدم آمده بود . گفتم آقا محمد جواد اگر قبل از آن‌كه بگوئى اين لوله‌هاى چدن را حضرت اشرف به شما مرحمت كرده تعريف مىكردى شايد من وقعى به حرف و تعريف تو مىگذاشتم . اما حالا خير ، آنچه بگوئى محض خاطر اين لوله‌هاست كه در طهران به دست نمىآيد . گفت نه و الّا حقيقت گفتم . پول اين لوله‌ها را هم خواهم داد .

--> ( 1 ) - ( - گاوگل ) نام ميدانكى در مدخل بازار تجريش از سمت شمال غربى ( ا . ا . ) .